تبليغاتX
رود راوی

رود راوی

داستان . شعر . مقاله . یادداشت

 

   بالزاك وكمدي انساني

 

انوره دو بالزاك ،رمان نويس فرانسوي يكي از معروفترين چهره هاي ادبيات رئاليستي است . بالزاك طي نيم قرن زندگي ، بيست وپنج سال را اختصاصا به داستان نويسي پرداخت . وي طي اين بيست وپنج سال ،بيش از نود كتاب ونزديك به  دو هزار شخصيت داستاني افريده است . 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/22ساعت 3:53 توسط مجتبی اسماعیل زاده |


              

  جملات و دل نوشته های گابریل گارسیا مارکز

 

گابریل گارسیا مارکِز (۶ مارس ۱۹۲۸ در در دهکدهٔ آرکاتاکا  درمنطقهٔ سانتامارا  در کلمبیا ) رماننویس روزنامه نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی است. او  به سبب محبوبیتش بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو مشهور است و پس از درگیری با رئیس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی می کند.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/22ساعت 3:20 توسط مجتبی اسماعیل زاده |


 

خورشید را سر سطر کاشته ام ،

تا با هر طلوع کاغذ تمام شود

و با هر نسیم  ، خیس تر بنویسد

تا خیس ترین کاغذ ، افتابی شود

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/22ساعت 2:39 توسط مجتبی اسماعیل زاده |


  پل

 

پشت پنجره ي اتاقش ايستاده بود . مي خواست ثابت كند كه چقدر دوستش دارد چشمانش را به پنجره روبرو دوخته بود و حرفهاي دختر را در ذهنش مرور مي كرد . طي چند باري كه دختر را ديده بود سخت شده بود كه آنطور كه صحبت كند . فكر هاي گوناگوني مي كرد و دست راستش را چند دقيقه يكبار روي موهايش مي كشيد .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/22ساعت 2:29 توسط مجتبی اسماعیل زاده |


  چراغ

 چراغ های چشمکزن

   

خيره شده بود به چراغ چشمكزني كه سر چهار راه نصب كرده بودند  و به ماشين هايي كه با سرعت از كنارش عبور ميكردند و بعد به گل هاي روي ويلچرش كه داشتند پژمرده ميشدند . هر بار كه چراغ روشن و خاموش ميشد قلبش تند تر ميزد ....تند تر...و تندتر.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/03/07ساعت 17:52 توسط مجتبی اسماعیل زاده |


کربلا       کربلا

 

نمی دونم چرا اینجا  ،  ادما اینقدر زیادن ؟

دیوونه شدن یا انگار، دل به چشمای تودادن

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/29ساعت 2:53 توسط مجتبی اسماعیل زاده |


 نقد داستان   

 

براي شروع نقد يك داستان به خواندن يا شنيدن نقد هايي كه قبلا در مورد ان داستان شده است اصرار نكنيد . هركس با يك زاويه وروي يك بعد از داستان تمركز مي كند. فقط كافيست نظر شخصي خود يا همان برداشت از داستان را به طور ساده بيان كرد و سپس داستان را از روي عناصري كه در ان بكار رفته يا همان تكنيك هاي نويسنده در داستان را بررسي كرد . 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/12/26ساعت 2:55 توسط مجتبی اسماعیل زاده |


عناصر يک داستان خوب

مجتبي اسماعيل زاده

داستان عموما داراي يک خط داستاني است که به گسترش آن مضمون کمک مي کند بنابراين طرح و رويدادهاي داستاني ، کشمکش ها و شخصيت ها که مضمون را تشکيل مي دهند بايد با دقت انتخاب شوند و بر اساس ميزان وابستگي شان در داستان نظم يابند . يک طرح يا خط داستاني داراي وحدت ، روي يک رشته عمل مداوم متمرکز مي شود به طوري که هر رويداد بطور غير طبيعي و منطقي به رويداد ديگري منجر شود .

غالبا يک رابطه ي علت و معلولي قوي ميان اين رويداد ها وجود دارد که اگر نتيجه ي حاصله مسلم نباشد ، حداقل محتمل است .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 1386/12/18ساعت 13:26 توسط مجتبی اسماعیل زاده |


ابنبات                                                                     آبنبات                             مجتبي اسماعيل زاده

از وسط سالن كه رد شدند ، همه خيره شدند به او ونگهبان كناري اش . نگهبان درسلول را باز كرد . هلش داد ، گفت كه برود ان تو. مردي كه گوشه ي سلول با سبيل هايش ور مي رفت گفت  : ( خوش اومدي ) . مرد كناري اش كه جوانتر به نظر مي امد بلند شد وسر تا پايش را ور انداز كرد همانجا گوشه ي سلول نشست همه ي سلول  خيره شدند به قيافه اش  مرد اولي سكوت را شكست : ( نگفتي واسه چي ؟ )


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 1386/12/18ساعت 13:8 توسط مجتبی اسماعیل زاده |


فالکنرویليام فالکنر رمان و داستان كوتاه نويس امريكايي در سال 1897 در شهر نيو آلباني سي و پنج كيلومتري شهر آكسفورد- در ايالات مي سي سي پي امريكا به دنيا آمد و در سال 1962 در سن 65 سالگي درگذشت. فالکنر در جنگ جهاني اول به نيروي هوايي كانادا پيوست و مدتي را در جنگ گذراند. در سال 1914 به شهر نيراورلئان رفت و به تشويق يكي از دوستانش به نام فيليپ استون چند صباحي را به شعر و شاعري پرداخت؛  كه البته در اين كار توفيق چنداني نيافت. چند مجموعه شعر او با نامهاي الهة مرمرين (1924 ميلادي) اين زمين (1932)، آش در هم جوش (1932) و يك شاخه سبز (1933) – جديدترين مجموعة شعر او- كه اغلب آنها بعدها منتشر شدند، حاصل كار همين دورة اوست. در سال 1918 با شردوداند آشنا شد


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 1386/12/18ساعت 12:37 توسط مجتبی اسماعیل زاده |


سلام
مجتبی اسماعیل زاده هستم .شعرو قصه کار می کنم . امیدوارم با نظر هاتون به وبلاگ ما صفا بدین.واگه مایل به تبادل لینک بودین خبر بدین
مرسی


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

خرداد 1387

اردیبهشت 1387
اسفند 1386


Categories

قصه ی کوتاه
شعر
مقاله
یادداشت روزانه
خبر و گزارش
ترانه


Links

ادبیات ارومیه
هادی خشایی
هفته نامه نوشتار
رمزآشوب
صابر ساده
داستان در داستان
میلاد فصیح نیا
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :