|
رود راوی |
|
داستان . شعر . مقاله . یادداشت |
بالزاك وكمدي انساني
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/22ساعت 3:53 توسط مجتبی اسماعیل زاده |
گابریل گارسیا مارکِز (۶ مارس ۱۹۲۸ در در دهکدهٔ آرکاتاکا درمنطقهٔ سانتامارا در کلمبیا ) رماننویس روزنامه نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی است. او به سبب محبوبیتش بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو مشهور است و پس از درگیری با رئیس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی می کند.
جملات و دل نوشته های گابریل گارسیا مارکز
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/22ساعت 3:20 توسط مجتبی اسماعیل زاده |
تا با هر طلوع کاغذ تمام شود و با هر نسیم ، خیس تر بنویسد تا خیس ترین کاغذ ، افتابی شود
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/22ساعت 2:39 توسط مجتبی اسماعیل زاده |
پشت پنجره ي اتاقش ايستاده بود . مي خواست ثابت كند كه چقدر دوستش دارد چشمانش را به پنجره روبرو دوخته بود و حرفهاي دختر را در ذهنش مرور مي كرد . طي چند باري كه دختر را ديده بود سخت شده بود كه آنطور كه صحبت كند . فكر هاي گوناگوني مي كرد و دست راستش را چند دقيقه يكبار روي موهايش مي كشيد .
پل
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/22ساعت 2:29 توسط مجتبی اسماعیل زاده |
خيره شده بود به چراغ چشمكزني كه سر چهار راه نصب كرده بودند و به ماشين هايي كه با سرعت از كنارش عبور ميكردند و بعد به گل هاي روي ويلچرش كه داشتند پژمرده ميشدند . هر بار كه چراغ روشن و خاموش ميشد قلبش تند تر ميزد ....تند تر...و تندتر.
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/03/07ساعت 17:52 توسط مجتبی اسماعیل زاده |
کربلا نمی دونم چرا اینجا ، ادما اینقدر زیادن ؟ دیوونه شدن یا انگار، دل به چشمای تودادن 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/29ساعت 2:53 توسط مجتبی اسماعیل زاده |
براي شروع نقد يك داستان به خواندن يا شنيدن نقد هايي كه قبلا در مورد ان داستان شده است اصرار نكنيد . هركس با يك زاويه وروي يك بعد از داستان تمركز مي كند. فقط كافيست نظر شخصي خود يا همان برداشت از داستان را به طور ساده بيان كرد و سپس داستان را از روي عناصري كه در ان بكار رفته يا همان تكنيك هاي نويسنده در داستان را بررسي كرد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/12/26ساعت 2:55 توسط مجتبی اسماعیل زاده |
مجتبي اسماعيل زاده داستان عموما داراي يک خط داستاني است که به گسترش آن مضمون کمک مي کند بنابراين طرح و رويدادهاي داستاني ، کشمکش ها و شخصيت ها که مضمون را تشکيل مي دهند بايد با دقت انتخاب شوند و بر اساس ميزان وابستگي شان در داستان نظم يابند . يک طرح يا خط داستاني داراي وحدت ، روي يک رشته عمل مداوم متمرکز مي شود به طوري که هر رويداد بطور غير طبيعي و منطقي به رويداد ديگري منجر شود . غالبا يک رابطه ي علت و معلولي قوي ميان اين رويداد ها وجود دارد که اگر نتيجه ي حاصله مسلم نباشد ، حداقل محتمل است .
عناصر يک داستان خوب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1386/12/18ساعت 13:26 توسط مجتبی اسماعیل زاده |
از وسط سالن كه رد شدند ، همه خيره شدند به او ونگهبان كناري اش . نگهبان درسلول را باز كرد . هلش داد ، گفت كه برود ان تو. مردي كه گوشه ي سلول با سبيل هايش ور مي رفت گفت : ( خوش اومدي ) . مرد كناري اش كه جوانتر به نظر مي امد بلند شد وسر تا پايش را ور انداز كرد همانجا گوشه ي سلول نشست همه ي سلول خيره شدند به قيافه اش مرد اولي سكوت را شكست : ( نگفتي واسه چي ؟ )
آبنبات مجتبي اسماعيل زاده
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1386/12/18ساعت 13:8 توسط مجتبی اسماعیل زاده |
ویليام فالکنر رمان و داستان كوتاه نويس امريكايي در سال 1897 در شهر نيو آلباني سي و پنج كيلومتري شهر آكسفورد- در ايالات مي سي سي پي امريكا به دنيا آمد و در سال 1962 در سن 65 سالگي درگذشت. فالکنر در جنگ جهاني اول به نيروي هوايي كانادا پيوست و مدتي را در جنگ گذراند. در سال 1914 به شهر نيراورلئان رفت و به تشويق يكي از دوستانش به نام فيليپ استون چند صباحي را به شعر و شاعري پرداخت؛ كه البته در اين كار توفيق چنداني نيافت. چند مجموعه شعر او با نامهاي الهة مرمرين (1924 ميلادي) اين زمين (1932)، آش در هم جوش (1932) و يك شاخه سبز (1933) – جديدترين مجموعة شعر او- كه اغلب آنها بعدها منتشر شدند، حاصل كار همين دورة اوست. در سال 1918 با شردوداند آشنا شد
+ نوشته شده در شنبه 1386/12/18ساعت 12:37 توسط مجتبی اسماعیل زاده |
| ||||||